روی کارت
به تدریج
پشت کارت
کمکم
روی کارت
چون
پشت کارت
مانند
روی کارت
دیبا
پشت کارت
نوعی پارچه نفیس و گران قیمت بوده است.
روی کارت
مرغان
پشت کارت
پرندگان (در گذشته مرغ به معنای پرنده بوده است؛ اما امروزه یک نوع پرنده خانگی است)
روی کارت
هریکی به شکلی دیگر
پشت کارت
هر کدام را با ظاهری متفاوت خلق کرده است
روی کارت
هر یکی را آنچه به کار باید، داد
پشت کارت
به تمام آنها، هرچه لازم داشته است، بخشیده است.
روی کارت
چون
پشت کارت
چگونه
روی کارت
بچّه را چون نگاه دارد
پشت کارت
چگونه از بچه اش مواظبت کند
روی کارت
آشیان خود چون کند
پشت کارت
چگونه لانه بسازد.
روی کارت
شَوی
پشت کارت
وارد شوی، بِرَوی
روی کارت
به نقش و گچ کَندهکرده باشند
پشت کارت
با گچ، نقش برجسته (=ابزار زدن) ایجاد و پر از نقش و نگار کردهباشند
روی کارت
صفت آن گویی
پشت کارت
از آن تعریف میکنی
روی کارت
عالَم
پشت کارت
جهان
روی کارت
بس
پشت کارت
بسیار
روی کارت
مختصر
پشت کارت
کوچک، اندک
روی کارت
نمیگنجد
پشت کارت
جا نمیگیرد.
روی کارت
مَلِک
پشت کارت
پادشاه
روی کارت
جمال
پشت کارت
زیبایی
روی کارت
سریر
پشت کارت
تخت پادشاهی
روی کارت
مُلک
پشت کارت
فرمانروایی، پادشاهی.