کتاب فلش‌کارت

مرور رایگان محتوا به سبک کتاب — فیلتر پایه، کتاب، فصل، درس و نوع تمرین. بدون نیاز به ورود.

حداقل یک فیلتر (مثلاً پایه یا کتاب) را انتخاب کنید تا کارت‌ها نمایش داده شوند. تعداد کارت در هر صفحه را می‌توانید تغییر دهید (پیش‌فرض ۲۰، حداکثر ۵۰).

پاک کردن
نمایش 361 تا 380 از 1,289 کارت — صفحه 19 از 65
کارت 361
پایه 12 · زبان انگلیسی · فصل: 3 · 3 سوال و جواب

روی کارت

uncertain

پشت کارت

نا معلوم

کارت 362
پایه 12 · زبان انگلیسی · فصل: 3 · 3 سوال و جواب

روی کارت

phone

پشت کارت

تلفن

کارت 363
پایه 12 · زبان انگلیسی · فصل: 3 · 3 سوال و جواب

روی کارت

reflect

پشت کارت

بازتاب دادن

کارت 364
پایه 12 · زبان انگلیسی · فصل: 3 · 3 سوال و جواب

روی کارت

neighbor

پشت کارت

همسایه

کارت 365
پایه 12 · زبان انگلیسی · فصل: 3 · 3 سوال و جواب

روی کارت

activity

پشت کارت

فعالیت

کارت 366
پایه 12 · زبان انگلیسی · فصل: 3 · 3 سوال و جواب

روی کارت

moral

پشت کارت

اخلاقی

کارت 367
پایه 12 · زبان انگلیسی · فصل: 3 · 3 سوال و جواب

روی کارت

discount

پشت کارت

تخفیف دادن

کارت 368
پایه 12 · زیست‌شناسی دوازدهم · فصل پنجم: از ماده به انرژی · فتوسنتز سوال و جواب

روی کارت

محل انجام فتوسنتز در سلول گیاهی کجاست؟

پشت کارت

کلروپلاست

کارت 369
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

Word

پشت کارت

Persian Meaning English Definition Example Sentence

کارت 370
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

abhor

پشت کارت

تنفر داشتن از، بیم داشتن از، to hate a kind of behaviour or way of thinking, especially because you think it is morally wrong I abhor the process of hiring public servants.

کارت 371
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

abjure

پشت کارت

سوگند شکستن،مرتد شدن formal to state publicly that you will give up a particular belief or way of behaving = renounce Galileo was summoned before the inquisition where he was ordered to abjure his theory.

کارت 372
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

abortive

پشت کارت

مسقط، رشد نکرده ، عقیم، بی ثمر، بی نتیجه . failing to accomplish an intended result His company made an abortive attempt to circle the enemy position but they fell back under fire.

کارت 373
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

abound

پشت کارت

فراوان بودن ، زیاد بودن ، تعیین حدود کردن ، to exist in very large numbers A smart thriller that abounds with suspense and excitement!

کارت 374
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

abrogate

پشت کارت

باطل کردن ، منسوخ کردن ، لغو کردن . to officially end a legal agreement, practice etc I decided to abrogate the agreement since General Motors was not living up to its part of the bargain.

کارت 375
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

abstemious

پشت کارت

مرتاض، ممسک در خورد و نوش و لذات، مخالف استعمال مشروبات الکلی. پرهیزکار، careful not to have too much food, drink etc Be more abstemious Or else, good night your vow.

کارت 376
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

absurd

پشت کارت

پوچ، ناپسند، یاوه ، مزخرف، completely stupid or unreasonable = ridiculous Many rules in the English language are absurd because they are based on Latin rules.

کارت 377
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

access

پشت کارت

دسترسی، راه ، تقریب، اجازه دخول، the right to enter a place, use something, see someone etc Everything was simplified, and we were gaining access to infinity: soon the moon, SOON THE MOON!

کارت 378
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

accommodate

پشت کارت

همساز کردن ، جا دادن ، منزل دادن ، وفق دادن با، 1. be agreeable or acceptable to 2. make fit for, or change to suit a new purpose The awards will be given out at a place that will accommodate C-Span.

کارت 379
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

accomplice

پشت کارت

همدست، (حق. ) شریک یا معاون جرم. a person who helps someone such as a criminal to do something wrong His chief accomplice was Democratic boss John Dingell, who sold out his party in the dark of night.

کارت 380
پایه 12 · واژگان 1100 · 1100 · 100 سوال و جواب

روی کارت

accost

پشت کارت

مخاطب ساختن ، مواجه شدن (با)، نزدیک شدن (بهر منظوری)، مشتری جلب کردن (زنان بدکاردر خیابان )، 1. speak to someone 2. approach with an offer of sexual favors "Sir Toby: ""You mistake, knight: accost is front her, board her, woo her, assail her.

بقیه کارت‌ها در صفحات بعدی همین فهرست هستند.